محمد معصوم البكري ( نامى )
208
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
عيسى مراجعت نمود « 1 » ، و سلطان محمود خان تعاقب نموده تا سيوستان رسيده اكثر زراعت ربيعى آن نواحى پايمال نموده بر هم زد . و سيادت پناه سيد مير كلان در ميان آمده مصالحه نمود [ و بتجديد عهد تازه كرده ، سلطان محمود خان بجانب بهكر معاودت نمود ] « 2 » . و در اوائل سنه سبع و ستين و تسعمايه ميانهء ميرزا محمد باقى و محمد صالح ترخان ولدان ميرزا عيسى ترخان آتش منازعت برافروخت . و ميرزا عيسى ترخان جانب دارىء ميرزا صالح ترخان نموده . بعد از ( f . 155 a ) جنگ و جدال ميرزا باقى شكست خورده بجانب ونگه كه مسكن سوده است توجه نمود ، و جمعى از ارغون كه با او موافق بودند همراهى اختيار كرده به عمر كوت رفتند . و ميرزا محمد باقى از راه جيسلمير به بهكر آمده بشرف ملاقات سلطان محمود خان رسيد . و خان مومى اليه در آغوش مهربانى كشيده در جناح مرحمت گرفت ، و يك سال در قصبهء سكر « 3 » نگاه داشته رعايت و مراقبت احوال او به واجبى نموده كمال مردمى بجا آورد . و ميرزا عيسى بواسطهء خاطر جوئىء محمد صالح ترخان ، فرزندان ميرزا محمد باقى [ را نيز از تهته بر آورده به بهكر فرستاد . و هر چند ميرزا محمد باقى ] « 4 » تلاش و سعى نمود كه عازم هند گردد ، سلطان محمود خان انديشه نموده كه مبادا لشكرى از هند به اين حدود آرد ، و چون ناچار عبور آن مردم از بهكر خواهد شد خلل در نظام مملكت او راه يابد ، از رفتن هند مانع گرديد . و در سنه سبعين و تسعمايه ميرزا صالح ترخان كه از سرآمد شجعان بود و در اكثر جنگ و كارزار لوازم شجاعت و جلادت اظهار نموده ، فتوحات كرده ، و اكثر كوكهاى ميرزا كامران مثل مزيد ( f . 155 b ) كوكه بن مراد كوكه و غيره در ملازمت او بوده ، از دست بلوچى مريد نام كه پدر او را كشته بود شربت شهادت چشيد . اين مطلع ازوست :
--> ( 1 ) م : كرد ( 2 ) ح ندارد ( 3 ) ح : بهكر ( 4 ) ح ندارد